سپيده دم چهارشنبه دوم رجب 920 هجري مطابق با 23 اوت 1514 م. جنگ بزرگي بين سلطان سليم و شاه اسماعيل صفوي دردشت چالدرن اتفاق افتاد . اگر چه دراين نبرد ايرانيان شكست خوردند ولي شهرت جنگي خود را از بسياري جهات جاويد كردند . مورخان عثماني و بعضي از مورخان ايراني به زناني اشاره ميكنند كه با نقاب همراه شوهرانشان مسلح و در لباس جنگ با ارتش عثماني مي- جنگيدند و در اين ميان اشاره به اسير شدن بعضي از آنها و يافرارآنها از چنگ دشمن شده است . برخي از مورخان خارجي نيز از شركت زنان ايراني در جنگ چالدران سخن گفته اند .كاترينوزنو ضمن توصيف جنگ چالدران مي نويسد :" بانوان ايراني همراه شوهرانشان مسلح به جنگ مي روند و شريك سرنوشت ايشان مي شوند و مانند مردان ميجنگند ." در نبرد چالدران جسد بسياري از زنان ايراني پيدا شد كه به فرمان سلطان سليم با تشريفات مخصوص نظامي به خاك سپردند . اين زنان دلير، به گفتة نويسندگان ترك با زره و خفتان و كلاه خود دوشادوش شوهران خويش در جنگ شركت جسته به خاك هلاك افتاده بودند به همين سبب پس از جنگ چالدران در جهان معروف شد كه شاه اسماعيل سواراني از زنان شمشير زن با اردوي خود داشته است كه در حدود ده هزار نفر بوده اند . يكي از مورخان ايتاليائي به نام ساگردو (sagerdosagerdo) در كتاب تاريخ امپراطوري عثماني در اين باره مي نويسد : " ... در ميان كشتگان اجساد زنان ايراني پيدا شد كه در لباس مردان به ميدان جنگ آمده بودند تا در سرنوشت شوهران خود شريك و در افتخار نبرد سهيم باشند. سليم بر جرأت و دليري و ميهن پرستي ايشان آفرين گفت و فرمان داد با تشريفات نظامي آنان را به خاك سپارند . يكي از همان زنان نامدار كه در ميدان شمشير ميزد و با عثماني هامي جنگيد تاجلي خانم يا (تاجلوبيگم ) زن شجاع شاه اسماعيل اول بود . در اين خصوص كه تاجلي خانم زن شاه اسماعيل بوده يا معشوقة وي ، نظرات مختلفي بيان شده است . اما مداركي موجود است كه نشان مي دهد وي زن عقدي پادشاه ايران بوده است . جيوان ماريا آنجوللو در سفرنامة خود مي نويسد : "اسماعيل پس از پيروزي بر مراد خان آق قريونلوو پيش از آنكه به تبريز بازگردد همة ياران ، وي را پند دادند كه زني به همسري برگزيند اما با اينكه اسماعيل در انديشة اين كار نبود بانوئي كه شايستة چنين پيوندي باشد نيافتند سرانجام پس از گفتگوي بسيار گفتند كه فلان بزرگ ، زني در خانه دارد كه نوة سلطان يعقوب پسر اوزون حسن است زني زيبا به نام تاجلو خانم . پس اسمايل كس فرستاد و زن را از آن مرد طلب كرد . خواجه به پيكها پاسخ داد كه بانو در آنجا نيست . اما چون اسماعيل در فرستادن آن زن اصرار كرد ، خواجه به جاي او ، زن ديگري را به جامة نيكو آراست و گفت كه جز او زني ديگر در خانه ندارد . قاصدان چون ديدند كه شكل و شمائل اين زن با آنچه شنيده اند سازگار نيست گفتند كه اين آن زني نيست كه ميخواهند و فرمان دادند تمام دختران را حاضر آوردند تاجلوخانم در ميان آنان بود اما پيكها او را نشناختند و بازگشتند . صوفي ( شاه اسماعيل ) فرمان داد كه به خانة آن مرد بازگردند و دوباره دختران را بنگرند و آنان نيز چنين كردند و اين بار او را شناختند و آراستند و با خود بردند . اسماعيل چون او را ديدگفت: اين همان زني است كه وصفش را شنيده ام و وي را به همسري اختيار كرد . اما چون شاه بسيار جوان بود و بيش از پانزده يا شانزده سال نداشت او را به يكي از اعيان سپرد تا از وي مواظبت كند . پس از سه سال شاه زن را طلب كرد و به عقد خويش درآورد. چند تن از مورخان ايران ، مانند مؤلف تاريخ عالم آراي شاه اسماعيل و مير منشي قمي نويسنده خلاصة التواريخ ، صريحا ً او را زن شاه خوانده اند . مير منشي قمي مينويسد كه " پس از مرگ شاه اسماعيل ، كپك سلطان استاجلو و ديو سلطان روملو كه دو پير سالخوردة معركه بودند كه قاضي حسن كه وزير بود ..... به استصواب تاجلو خانم ... شاه طهماسب را .... به پادشاهي نشاندند...." مؤلف كتاب عالم آراي شاه اسماعيل دربارة فرار تاجلي خانم چنين مينويسد : " ...در جنگ شاه اسماعيل با سلطان سليم زني نقابدار در ميدان شمشير مي زد با تركان مي جنگيد . اين زن تاجلو بيگم زن شيخ اوغلي ( شاه اسماعيل ) بود . سلطان سليم مي خواست او را دستگير كند ولي توفيق نيافت ... از مطالعة مطالب فوق و روايات گوناگون چنين مستفاد مي شود كه تاجلو خانم زن شاه اسماعيل دليرانه در نبرد چالدران شمشير زده و بعد از اسير شدن چاره را در اين ديده كه با دادن جواهرات خود سردار عثماني را فريفته و از خطري كه او را تهديد مي كرده نجات يابد . منبع : نشرية دانشكدة ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز ، بهار 1353، سال 26 - از دكتر حسين مير جعفري استاديار تاريخ دانشگاه اصفهان ، ص 480 – 468
+ نوشته شده توسط عبداله قمری در جمعه 1388/05/23 و ساعت
8:11 |